تبليغاتX
كتاب فروشي دانشجو
ساعت استراحت

لنگستن هيوز

گفت :
-رييس من سفيد پوسته.
گفتم :
-بيشتر رييسا سفيد پوستن.
-سفيد پوست و پرچونه. يه ريزم مي‌پرسه که سيا ديگه چي مي‌خواد. ديروز باز تو ساعت استراحت کافه، با حرف‌هاي صدتا يه غازش درباره سيا پوستا، النگاتم شده بود. اون هميشه مي‌گه سيا. انگار 1150 نوع جور واجور سياپوست تو آمريکا وجود نداره. رييسم مي‌گه: حالا که همتون حق شهروندي و ديوان عالي رو به دست آوردين، آدام پاول تو کنگره‌ست، رالف بونچ تو مجلسه، لئونتاين پرايس تو اپراي متروپوليتن مي‌خونه، بالاتر از همه اين که  .... ادامه مطلب

+ نوشته شده توسط میرزایی در 86/03/23 و ساعت 17:30 |
رؤياهايم را مي‌فروشم

گابريل گارسيا مارکز       

يک روز صبح، ساعت نه، که روي تراس هتل ريويراي هاوانا، زير آفتاب درخشان داشتيم صبحانه مي‌خورديم، موجي عظيم چندين اتومبيل را، که آن پايين در امتداد ديوار ساحلي، در حرکت بودند يا توي پياده رو توقف کرده بودند، بلند کرد و يکي از آن‌ها را با خود تا کنار هتل آورد. موج حالت انفجار ديناميت را داشت و همة آدم‌هاي آن بيست طبقه ساختمان را وحشتزده کرد و در شيشه‌اي بزرگ ورودي را به‌صورت گرد درآورد. انبوه جهانگردان سرسراي هتل با مبل‌ها به هوا پرتاب شدند و عده‌اي از طوفان تگرگ شيشه زخم برداشتند. موج به يقين بسيار بزرگ بود، چون از روي خيابان دوطرفه ميان ديوار ساحلي و هتل گذشت و، با آن قدرت، شيشه را از هم پاشيد.  ...       ادامه مطلب

+ نوشته شده توسط میرزایی در 86/03/23 و ساعت 17:19 |
 

اورهان پاموک با نام کامل فریت اورهان پاموک (زاده ۷ ژوئن ۱۹۵۷) نویسنده و رمان‌نویس اهل کشور ترکیه و برنده جایزه نوبل در رشته ادبیات است. او نخستین ترک‌تباری است که این جایزه را دریافت کرده‌است.

داستان آدمهای مشهور (اورهان پاموک )

زندگي‌ ملال‌آور است‌ اگر داستاني‌ نباشد كه‌ به‌ آن‌ گوش‌ بدهي‌ يا چيزي‌ كه ‌تماشا كني. بچه‌ كه‌ بودم‌، اگر از پنجره‌ خيابان‌ و ره‌گذرها، يا آپارتمان‌ روبه‌رورا تماشا نمي‌كرديم‌، به‌ راديو گوش‌ مي‌داديم‌ كه‌ سگ‌ چيني‌ كوچكي‌ روي‌ آن‌به‌ خوابي‌ ابدي‌ فرو رفته‌ بود. آن‌وقت‌ها، در سال‌ 1958، در تركيه‌ تلويزيون‌نبود. ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط میرزایی در 86/03/23 و ساعت 16:46 |